و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۴

رستاخیز خواب آلود

نمي دونم تا حالا چنين تجربه اي داشتيد؟ براي خودم زياد اتفاق افتاده و از بعضي دوستان اطرافم هم شنيده ام که چنين تجربه اي داشته اند. يه فاز جالب هست بين خواب و بيداري. موقعي که مي خواهيم از مرحله خواب وارد مرحله بيداري بشيم. انگار پس مانده اي از خوابمون يا بخشي از خاطرات ذهني مون يا افکارمون در اين فاز بين خواب و بيداري متجلي مي شن. تو اين فاز نه کاملاً خواب و ناخودآگاه و بي ادراک هستيم و نه کاملاً بيدار و تو محيط رواني و فيزيکي _محدودي_ که درش به سر مي بريم. چيزي که بيشتر در اين زمان برامون تداعي مي شه يک ريتم موسيقيه که قبلاً شنيديم که به صورت خودبخود در ذهنمون نواخته مي شه. مثلاً يه بار ترانه اي که چند سال قبل زياد شنيده بودم و کم و بيش حفظش بودم در حالي که تو اين چند سال اصلاً يادم رفته بود و بهش فکر نمي کرده ام يه هو يه روز که از خواب بيدار شدم تو ذهنم تداعي شد و اون روز مدام سعي مي کردم قسمتهاي بيشتري ازش رو به خاطر بيارم. موضوع فقط به خاطر آوردن يک ترانه و موسيقي قديمي نيست. حسش عجيبه. اين تجربه بين خواب و بيداري يه جوري سر به اطلاق
مي زنه. اثر چيزي که تجربه مي کني کامل و قدرتمنده. احساس مي کني کاملاً درش حل شده اي

يه تجربه جالب بين خواب و بيداري که داشتم مربوط به چندين سال قبل بود. ارديبهشت سال هفتاد وشش تو منطقه جنوب خراسان زلزله بزرگي اومد که ما رو هم تو مشهد سر کلاس درس لرزوند. اين شانس بزرگ رو داشتم که موقع يکي از پس لرزه هاي قدرتمند اون زلزله تو تابستون اون سال براي تعطيلات تو اون منطقه باشم. اون شب مهمون چند تا از عموهاي مجردم بودم. نيمه شب با مخلوطي از صداي عموي بزرگترم _و بقيه عموهام_ که با هراس و التماس بلند بلند ذکر مي گفت و تکونهاي مشخص زمين به آرامي از فاز خواب وارد فاز بيداري شدم. اصلاً نمي شه به کابوس تشبيهش کرد. اين تجربه خيلي روم اثر گذاشت. حالا که فکر مي کنم مي بينم اون تجربه ام خيلي شبيه تصويريه که معمولاً از قيامت رسم ميشه

چند روز قبل که از خواب بيدار شدم بدون هيچ پيش زمينه ذهني _بخشي از_ يک آيه قرآن مدام تو ذهنم تکرار مي شد. و اين تکرار واجد همون اثرات عجيب غريبي که قبلاً گفتم بود. انگار که بر خودم وحي شده باشه! (مطمئن نيستم اينجا بکار بردن کلمه وحي درسته يا نه ولي در هر حال اصلاً منظورم اين نيست که وحي نبوي يه چنين چيزي بوده يا کوچکترين شباهتي به چنين تجربه اي داشته) جالبه که قبلاً در دوران نوجواني _تا همين اواخر_ با کم اعتنايي و نوعي بي اهميت تلقي کردن از کنار اين آيه گذشته بودم. ولي اون روز اين فرصت رو پيدا کردم که خودموني تر نسبت خودم رو با اون آيه بسنجم و خيلي زود فهميدم چقدر سطحي باهاش برخورد کرده بودم. و اين که چطور در برابر عظمتش حقيرم
اون تکه آيه اين بود: لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون

حالا که فکر مي کنم مي بينم شايد يک دليل اون برخورد اوليه ام با آيه تکرار مداومش در محيط اطرافم بود بدون اين که مصداق عمليش رو بفهمم يا ببينم يا حتي فقط فرصت داشته باشم شمه اي نظري از عمق معناش رو بفهمم يا بهم معرفي بشه. اون آيه و خيلي آيه ها و مفاهيم مشابه ديگه، نقل صحبتهاي مجالس _ظاهراً_ ديني و مذهبي اطرافم و اطرافمون بوده و هست بدون اين که در محيط خارج ديده و تجربه بشن. چطور آدمهايي کوچيک و محدود و بسته مي تونن رابطه اي متعادل و متناسب با مفاهيم بلند و توداري که تنها تصوير معوج و ساده شده اي از اون رو ارائه مي کنند برقرار کنند. نادانيها و حقارتها و محدوديتها و بي تجربگيهاي ما اين مفاهيم بزرگ رو محاصره کرده و مستحيل کرده اند. اين وسط حتماً موقعيت آدمهايي که ادعاي عرضه و تعليم دين و مذهب رو يدک مي کشند يا حتي تنها مي خواهند ازش دفاع کنند خطرناکتر و لرزانتر و در معرض اتهام بيشتريه. ياد شريعتي افتادم که زماني مي گفت صحبت کردن در جمع جوانان ايراني خيلي مشکلتره از صحبت کردن در جمع جوانان اروپايي، آفريقايي يا کساني که چيز چنداني از اسلام نشنيده اند. چون دانسته ها و تجربه هاي اجتماعي قبلي مذهبي جوانان مسلمان آکنده از جهت گيريهاي مختلفيه که شاید باعث موضعگيري منفي يا سطحي نگرانه اونها در برابر عبارات و مفاهيم مذهبي بشه

۷ نظر:

کلاغ سیاه گفت...

فی الواقع خوشمان آمد .

magna_carta گفت...

ممنونم
هم از اومدنت و هم از نظرت
اگه خواستی لینک هم بده...!

khare گفت...

ممنون از لینک . در اولین فرصتی که باز بتونم بلاگ رولینگم رو ببینم بهت لینک میدم. آخه بلاگ رولینگ من خراب شده یا شاید فیلتره ؟

sooski گفت...

ممنون دوست تازه. از آشنایی باهات خوشوقتم.
--سوسکی

arya گفت...

شما هنوز خودت را حتی اندکی هم نشناختی که انسان کیست چیست و کجاست و هنوز در خواب مذهبی هستی
به احتمال زیاد یا دچار توهم شده ای و یا در حالتهایی از خواب الفا تصاویری از سیر روح به گذشته در ذهنت باقی مانده

ناشناس گفت...

خوابزده شدی عزیزم!

magna_carta گفت...

از حضور و اظهارنظر دوستان ممنونم...
مگنا