و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

دوشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۴

چشم پزشکی در اسلام

پرفسور جي هيرشبرگ، يک چشم پزشک مشهور آلماني در يازدهم تا چهاردهم ژوئيه 1905 در کاليفرنيا، اتحاديه پزشکي آمريکا سخنراني داشت. موضوع کار او " چشم پزشکان عرب" بود. او چنين آغاز کرد: "من از شما دعوت مي کنم ... با من به هزار سال قبل برويم تا نگاهي به تاريخچه هيجان انگيز چشم پزشکي عربي که من طي پنج سال گذشته مطالعه اش کرده ام، بيندازيم." ابتدا بايد به دو سؤال پاسخ داده شود: اول؛ منابع اطلاعاتي که در اختيار چشم پزشکان عرب بوده است چه بوده اند؟ دوم؛ آثار عربي در چشم پزشکي چه مشارکتي داشته اند؟ يکي از آثار کلاسيک برجسته در اين زمينه، "يادگارهاي چشم پزشکي" که بوسيله علي بن عيسي (1000 ميلادي) نوشته شده، ترجمه اي از اثر يوناني "ده رساله درباره چشم" نوشته جالينوس است که مترجم خود نيز بر آن افزوده است. چشم پزشک در عربي الکحال خوانده مي شود که از لغت کحل گرفته شده است. هيرشبرگ اهميت اين اثر را همتراز با آنچه درباره مشارکت مسلمانان در ساخت مسجد کوردوبا در اسپانيا مي دانيم تلقي مي کند. کتاب خليفه که حدود 1260 پس از ميلاد نوشته شده است 18 اثر چشم پزشکي را ليست مي کند. مسلمانان تنها در 250 سال 18 اثر نوشتاري درباره چشم پزشکي ارائه داده اند. در حالي که آثار يوناني از زمان بقراط تا پائولوس که زماني به وسعت هزار سال را در برمي گيرد تنها 5 کتاب به دست مي دهد. در مجموع حدود سي کتاب چشم پزشکي بوسيله مسلمانان نوشته شده است. مهمترين اينها بوسيله متخصصان اين فن نوشته شده و در واقع هنوز چهارده تاي آنها موجودند. هيرشبرگ سپس با اشاره به چند نام مهمتر در اين زمينه و گزارشي از کار هريک از آنها ادامه مي دهد

علي بن عيسي

مشهورترينِ چشم پزشکان اسلام در بغداد (عراق) متولد شد. اثر او "تذکرة الکحالين" بهترين و کاملترين کتاب درباره بيماريهاي چشم است. اين کتاب در سال 1904 بوسيله هيرشبرگ و ليپرت به اضافه تحشيه اي به آلماني ترجمه شد و سپس بوسيله کيسي وود در 1936 به انگليسي ترجمه شد. کتاب عيسي بيش از همه بوسيله کتابهايي که پس از او نوشته شده اند مورد ارجاع قرار گرفته است. اين کتاب ابتدائاً به فارسي ترجمه شد و سپس به لاتين ترجمه شده، در سال 1497 در ونيز به چاپ رسيد. معاصران مشهور عيسي بن علي عمار بن علي الموصلي (زير را ببينيد) و ابوالحسن احمد بن محمد الطبري بودند. ابوالحسن در کتابش، "المعالجه البقراطيه" ذکر مي کند که رساله طولاني درباره بيماريهاي چشم نوشته است که متأسفانه ديگر اين رساله در دسترس نيست

عمار بن علي الموصلي

عمار از موصل در عراق حدود سال 1010 شکوفا شد. او کتابي با عنوان "کتاب المنتخب في علاج العين" نوشت و عمدتاً در مصر طبابت مي کرد. کتاب او درباره آناتومي و پاتولوژي چشم بوده و شش مورد عمل جراحي آب مرواريد و يک مورد نوريت (التهاب عصبي) چشم را شرح مي دهد! هيرشبرگ مي نويسد عمار "زيرکترين جراح تمامي ادبيات پزشکي عربي" است. عمار در اثري کوتاه با 1500 لغت درباره 48 بيماري چشم توضيح مي دهد که در نوع خود کوتاهترين اثر مي باشد. اين دست نوشته در کتابخانه اسکوريال در مادريد اسپانيا يافت مي شود. اين اثر اگرچه از کتاب عيسي بن علي کوتاهتر است ولي نکات تازه و مشاهدات بسيار بيشتري را دربرمي گيرد. تا قرن بيستم اثر عمار تنها به زبان عربي در دسترس بود. يک ترجمه عبري بوسيله ناتان يهودي در قرن سيزدهم از اين اثر به عمل آمد. اين اثر بوسيله پرفسور جي هيرشبرگ در 1905 به آلماني ترجمه شد. عمار ابداع کننده عمل جراحي آب مرواريد بوسيله مکش بود. اين کار از طريق يک سوزن توخالي ظريف که از راه ليمبوس (جايي که قرنيه به ملتحمه مي پيوندد) فرو برده مي شود به انجام مي رسد. اين بهترين عمل جراحي قابل اجرا در زمان خودش بود. اين نوع عمل جراحي آب مرواريد در بين روشهاي ديگر هنوز امروزه هم انجام مي شود. روش جراحي برداشتن آزار رسان عدسي به عصر بابليها باز مي گردد اما اين روش عوارض مشخص و خطرات خاص خود را داشت. عمار در سراسر اثرش به عنوان يک جراح و پژوهشگر، هيچ وقت از ياد نمي برد که او اول يک مسلمان است و بعد يک دانشمند است. اين با رويکرد رحيمانه او نسبت به بيمارانش ديده مي شود. در سفرهايش او آداب ديني را به جا مي آورد و از مدينه بازديد مي کند و در مکه حج مي گزارد

زرين دست

ابوروح محمد بن منصور بن عبدالله، که با لقب جورجاني شناخته شده است يک جراح عالي ايراني بود که حدود سالهاي 1088 شکوفا شد. او کتابي با عنوان "نور العين" نوشت. کتاب که بيشتر مطالب آن دستاورد خود نويسنده است طي حکومت سلطان ملکشاه نوشته شد و از ده فصل تشکيل شده است. او در فصل هفتم سي عمل جراحي چشمي شامل سه نوع جراحي آب مرواريد را شرح مي دهد. او همچنين به آناتومي و فيزيولوژي چشم و بيماريهاي چشمي مي پردازد. يک فصل به بيماريهاي چشمي که ديده مي شوند اختصاص يافته است مانند آب مرواريد، تراخم، بيماريهاي صلبيه و قرنيه و مشکلات پلکها. فصل ديگري به بيماريهاي پنهان مي پردازد (علائم بيماري در چشم و بينايي بوجود مي آيند اما علت آن شايد جايي ديگر باشد) مثل فلج عصب سه مغزي، اختلالات خوني، سميت و ديگر موارد. کتاب به بيماريهاي قابل علاج و غيرقابل علاج اشاره مي کند و روشهايي براي درمان به دست مي دهد. بخش بزرگي به جراحي چشم اختصاص دارد. بخشي نيز به داروهايي که بوسيله چشم پزشکان مورد استفاده قرار مي گيرند اختصاص دارد

نام ديگري که بوسيله هيرشربگ در سخنرانيش براي اتحاديه پزشکي آمريکايي (1905) مورد اشاره قرار مي گيرد ابومطرف از سويل اسپانيا است که حدود قرن يازدهم بالنده مي شود. علاوه بر اين که او يک متخصص چشم بود يک وزير هم بود. متأسفانه آثار او به کلي مفقود شده است

القفيقي

محمود بن قصوم ابن اسلام القفيقي که مختصراً با عنوان القفيقي (متوفي سال 1165) شناخته مي شود هم از اسپانيا بود و در قرن دوازدهم کتابي با عنوان "المرشد في الکحل" نوشت. کتاب تنها محدود به چشم نبوده بلکه جزئياتي از سر و بيماريهاي مغز را ارائه مي دهد. القفيقي رساله عمار را به عنوان مرجع کتاب خود مورد استفاده قرار داده است. امروز توريستهايي که از کوردوبا بازديد مي کنند مي توانند مجسمه اي را که به رسم يادگاري از محمد القفيقي بوسيله مردم کوردوبا به يک چشم پزشک مسلمان برجسته اهدا شده ببينند. مجسمه با يک عمامه تماماً عربي در محوطه اي مربعي در بيمارستان شهري کوردوبا اسپانيا قرار دارد. اين يادگار در سال 1965 در نکوداشت و تکريم هشتصدمين سالگرد وفات وي برپاگرديد

خليفه حلب

خليفه بن المحاسن از حلب (سوريه) که حدود سالهاي 1260 ميلادي بالنده شد کتابي 564 صفحه اي نوشت که در آن توضيحات و تصاويري از ابزارهاي جراحي مختلف به دست داده است که اينها شامل 36 وسيله براي جراحي چشم هستند. او درباره مسيرهاي بينايي بين چشم و مغز نيز بحث مي کند. وي همچنين درباره دوزاده روش مختلف عمل جراحي آب مرواريد نوشته است. مطابق با روشهاي مسلمانان در جراحي آب مرواريد به علت پر شدن عدسي با آب، عدسي خيس شده و کدر مي شود. اين کدورت با استفاده از سوزنهاي توخالي مکيده مي شود و بدين ترتيب آب مرواريد رفع شده و بيمار دوباره مي تواند ببيند

صلاح الدين

صلاح الدين ابن يوسف از حما (سوريه) در 1290 کتابي با عنوان "نور چشمها" نوشت که در آن بر روي کارهاي جديدي درباره ايده نوين بينايي بحث مي کند. او همچنين گزيده هاي فراواني از رساله عمار را نقل مي کنند. او با نظرگاه پزشکي عمومي تري روي چشم کار کرد. و اين روش کاري بود که بزرگاني چون الزهراوي، ابن ظهر و ابن رشد نيز مطابق با آن کار کردند

ابن هيثم

ابن هيثم (متولد 965 ميلادي) اولين کسي بود که توضيح داد بينايي از طريق شکست شعاع نوري ممکن مي شود. (شماره دوازدهم مجموعه پرچم اسلام با عنوان "نيوتن يا ابن هيثم" را ببينيد). کار ابن هيثم بوسيله يک ايراني به نام کمال الدين (متوفي 1320 ميلادي) تکرار شد و توسعه يافت. او مسير اشعه نوري را در داخل يک گوي شيشه اي مورد مشاهده قرار داد تا شکست نور خورشيد در قطرات باران را ارزيابي کند. اين کار او را به توضيحي از ايجاد رنگين کمانهاي اوليه و ثانويه راهنمايي کرد

از سال 800 تا 1300 ميلادي دنياي اسلام بيش از 60 چشم پزشک مشهور که يا نويسنده کتب متعدد بوده اند و يا رساله واحدي درباره چشم پزشکي نوشته اند بوجود آورد. در حالي که در اروپا قبل از قرن دوازدهم درباره حتي يک چشم پزشک هم چيزي نشنيده ايم : هيرشبرگ

پرفسور جي هيرشبرگ در سخنانش براي اتحاديه پزشکي آمريکايي اين را براي مخاطبان ميخ کوب شده اش تذکر داد. هيچ وقت قبل از قرن هيجدهم روش برداشتن آب مرواريد بوسيله يک سوزن توخالي در اروپا عملي نشده بود. مسلمانان کارهاي اصل بسياري درباره آناتومي چشم بوجود آورده اند. البته مطالعات انان به علت کار بر روي چشمها يحيوانات محدوديت داشته است. بر مبناي اصول، جدا کردن هر بخشي از بدن انسان بي احترامي در نظر گرفته مي شد. اين آثار قديمي ترين تصاوير از آناتومي چشم را در اختيار ما قرار مي دهد. کار اصيل اعراب در حوزه چشم پزشکي شامل معرفي لغاتي چون کره چشم، ملتحمه، قرنيه، يووه آ و شبکيه مي شود. مسلمانان همچنين اعمال جراحي براي بيماريهاي پلک مثل تراخم که عبارت از سخت شدن داخل پلک است انجام داده اند. گلوکوما با نام "سردرد مردمک" که عبارت از افزايش فشار داخل چشمي است اولين بار بوسيله اعراب توضيح داده شد. با اين حال بزرگترين مشارکت يگانه اعراب در چشم پزشکي در حوزه آب مرواريد (کاتاراکت) بوده است

براساس نوشته مجله اتحاديه پزشکي آمريکايي (1935)، در کتابخانه واتيکان يک دست نوشته منحصر به فرد با عنوان "کتاب المهذب في الطب العين" متعلق به ابن نفيس (متوفي 1288) وجود دارد(شماره 24 مجموعه پرچم اسلام با عنوان "گردش خون ريوي" را ببينيد). اين نوشته توضيحاتي درباره چشم حيوانات و انواع و رنگهاي چشمهاي انسانها دارد. ابن نفيس در 1288 درگذشت

جرارد از سرمونا در تولدو (اسپانيا) 40 سال از عمرش را (1147-1187 ميلادي) براي ترجمه آثار مسلمانان شامل آثار رازي و ابن سينا صرف کرد. اين حقيقت روي يک تمبر پستي اسپانيايي تذکر داده شده است. پزشکان عرب از سال 1000 ميلادي در خط مقدم تلاش براي جلوگيري از نابينايي بوده اند. رازي اولين دکتري بود که عملکرد واکنشي مردمک را توضيح داد. تقريباً در همان زمان عمار بن علي الموصلي روش حذف مکشي آب مرواريد را بوسيله يک سوزن توخالي ابداع کرد. اپتومتري امروز، انتشارات اتحاديه اپتومتريستهاف انگليس، هشتم مارس 1987
پرفسور جي هيرشبرگ با اين عبارات از سخنان خود براي اتحاديه پزشکي آمريکايي نتيجه گيري مي کند

در طي اين تاريکي فراگير در اروپاي قرون وسطي، آنان (مسلمانان عرب) از گادالکوير (در اسپانيا) تا نيل (در مصر) تا رودخانه جيحون(؟) (در روسيه) درخشيدند و چراغهاي دانش امروز ما را (چسم پزشکي) تغديه کردند. آنان تنها بزرگمردان چشم پزشکي در اروپاي قرون ميانه بودند. پرفسور جي هيرشبرگ
بدين ترتيب مي توانيم براساس کار هيرشبرگ ببينيم که چگونه چشم پزشکان مسلمان در قرنهاي دهم تا سيزدهم صدها سال از {اروپاي} زمان خود جلوتر بودند

اين نوشته ترجمه اي از اين متن است

۲ نظر:

معلمی از بهشت گفت...

سلام.ممنون از بابت لینک.مطالبتون خیلی پر محتواست.حیفه که کمنام بمونید.اگر بتونم از سد فیلتر رد شم به شما لینک می دم.

محمد گفت...

لینک شما را اضافه کردم و شرمنده که اینقدر دیر شد