و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

پنجشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۷

معتادان گمنام 3

قدم چهارم
ما يک ترازنامه اخلاقي بي باکانه و جستجوگرانه از خود تهيه کرديم.

ما اکنون آماده ايم که براي اولين بار خودمان را صادقانه ارزيابي کنيم. هدف از تهيه يک ترازنامه بي باکانه و جستجوگرانه اخلاقي اين است که سردرگمي و دوگانگي زندگي خود را طبقه بندي کنيم تا بدين وسيله به ماهيت اصلي خود پي ببريم. ما راه جديدي براي زندگي در پيش گرفته ايم و بايد از بند دامها و زنجيرهايي که زندگي ما را کنترل و از رشد ما جلوگيري کرده اند خلاص شويم. در هنگام کار کردن اين قدم اکثر ما از اين مي ترسيم که مبادا هيولايي که در وجود ماست رها شود و ما را از بين ببرد. ما مي دانيم که ترس از کمبود ايمان است. ما اکنون خداي مهرباني پيدا کرده ايم که به ما تعلق دارد و مي توانيم به او پناه ببريم. ما متخصص خودفريبي و توجيه بوده ايم بوسيله اين ترازنامه مي توانيم بر اين موانع پيروز شويم. قسمتهايي از ضمير ناخودآگاه ما زماني که تمام مطالب را بر روي کاغذ بياوريم ديدن آنها آسانتر و انکار شخصيت واقعي مان مشکلتر مي شود. در زمان مصرف ما اصلاً با خودمان صادق نبوديم. با اقرار به اين که اعتياد ما را شکست داده است و به کمک نياز داريم به طرف صداقت با خود در حرکتيم. بعضي از ما به اشتباه تصور مي کنيم منظور از قدم چهارم اين است که اعتراف کنيم چقدر نفرت انگيزيم و چه آدم بدي بوده ايم. هدف از قدم چهارم اين نيست. ما سعي مي کنيم خود را از زندگي کردن بر طبق الگوهاي بي ثمر و کهنه آزاد کنيم. دارا بودن ايمان و شهامت جهت نوشتن يک ترازنامه بي باکانه الزامي است. قبل از شروع، سه قدم اول را با يک راهنما بهتر است مرور کنيم. ما مطالب خود را به سادگي و به بهترين وجهي که مي توانيم روي کاغذ مي آوريم. ما بايد از گذشته ها بگذريم و از آن جدا شويم. ما مي خواهيم رو در روي گذشته خود بايستيم و آن را به همان شکلي که واقعاً بوده است نگاه کنيم و سپس از آن مي گذريم تا بتوانيم در زمان حال زندگي کنيم. ما مجبور نيستيم با گذشته خود به تنهايي روبرو شويم زيرا اراده و زندگي ما در دست نيروي برتر است. تا زماني که متکي به قدرت شخصي خود بوديم نوشتن يک ترازنامه صادقانه و دقيق برايمان غيرممکن به نظر مي رسيد. در قدم چهارم به مرور با خود آشنا مي شويم. ضعفهايي چون گناه، خجالت، پشيماني، افسوس به حال خود، رنجش، خشم، افسردگي، احساس محروميت، سردرگمي، تنهايي، تشويش، خيانت، نااميدي، شکست، ترس و انکار را بر روي کاغذ مي آوريم. ما افکاري منفي گرايانه داريم و به کمک نوشتن اين امکان را به خود مي دهيم که با ديد مثبت تري به اتفاقات نگاه کنيم. بايد سرمايه هاي خودمان را هم در موقع نوشتن در نظر بگيريم. بسياري از ما به سختي مي توانيم قبول کنيم محسناتي هم داريم. همگي ما سرمايه هايي داريم. صفاتي چون پاکي، روشن بيني، خداآگاهي، صداقت با ديگران، پذيرش، عمل مثبت، مشارکت، تمايل، شهامت، ايمان، توجه، سپاس، مهرباني و بذل و بخشش. ما کردار گذشته و رفتار فعلي خود را مرور مي کنيم تا ببينيم کدام يک از آنها را مي خواهيم نگه داريم و کدام يک را به دور اندازيم. البته هيچ کس ما را مجبور نمي کند از بدبختيهاي خود دست برداريم. به گونه اي قدم چهارم را کار مي کنيم که گويي قدم پنجمي وجود ندارد. طريقه نوشتن ترازنامه اين است که آن را بنويسيم. با فکر کردن، حرف زدن و فرض کردن ترازنامه نوشته نمي شود. دفتر به دست گوشه اي مي نشينيم و پس از طلب راهنمايي از خداوند فلم را برمي داريم و شروع مي کنيم. هرچيزي که به ذهنمان برسد قابل نوشتن است. ترازنامه به صورت يک عامل رهايي در مي آيد زيرا شکنجه انجام آن از شکنجه انجام ندادن آن و بي توجهي به احساسات خود کمتر است. به کمک سلسله مراتب ترازنامه ما خواهيم توانست با تمامي مسائلي که در زندگي پيش مي آيند روبرو شويم. از زير بار فشارهايي که زماني احساس مي کرديم رها مي شويم. نوشتن باعث مي شود تا در ديگ فشارهاي دروني ما برداشته شود. تصميم با ماست که بخواهيم محتويات ديگ را به بشقاب بکشيم در آن رادوباره ببنديم يا کلاً آن را دور بيندازيم. از خداوند براي نماياندن نقصهايي که بوجودآورنده رنج و شکنجه اند کمک مي طلبيم. دعا مي کنيم به ما شهامتي بدهد که نترس و دقيق باشيم. ما قرار نيست ادمهاي کاملي شويم اگر کامل بوديم نمي توانستيم اسم خودمان را انسان بگذاريم. مسأله مهم اين است که بهترين سعي خودمان را به کار ببريم.

قدم پنجم
ما چگونگي دقيق خطاهايمان را به خداوند، به خود و به يک انسان ديگر اقرار کرديم.

قدم چهارم اگر به موقع با قدم پنجم دنبال نشود تأثير آن دوام زيادي نخواهد داشت. قدم پنجم کليد آزادي است و به ما اجازه مي دهد که در زمان حال و پاک زندگي کنيم. اگر بخواهيم نقصهاي ترازنامه خود را مخفي کنيم ما را دوباره به مصرف خواهند کشاند. رها نکردن گذشته از زندگي بيزارمان مي کند و نمي گذارد نقش خود را در مسير زندگي تازه مان ايفا کنيم. ما به خطاهاي خود توجه کرده و پس از بررسي الگوهاي رفتاري خود شروع به ديدن زواياي تاريک بيماري خود کرده ايم. حال در نشستي ترازنامه خود را با صداي بلند با يک نفر ديگر در ميان مي گذاريم. ما سالها از توجه به چهره واقعي خود اجتناب مي کرديم. از خودمان خجالت مي کشيديم و خود را از بقيه دنيا جدا مي دانستيم. اکنون که قسمت شرم آور زندگي خود را به بند کشيده ايم مي توانيم با اقرار و روبرو شدن با آن زندگي خودمان را از لوث وجودش پاک کنيم. غم انگيز است اگر تمام آنها را بنويسيم و بعد به داخل کشوي ميز بيندازيم. ما بايد کسي را که قرار است قدم پنجممان را بشنود به دقت انتخاب کنيم. بايد مطمئن باشيم که از جريان کار ما اطلاع دارد و مي داند که چرا آن را انجام مي دهيم. تنها چيزي که ما را حاضر به برداشتن جدي اين قدم مي کند اطمينان کامل به درستي و معتمد بودن اوست. از آنجا که مسأله مرگ و زندگي در بين است مي خواهيم قاطع صادق و دقيق باشيم. بعضي از ما سعي کرديم قسمتي از گذشته خود را مخفي کنيم. فکر کرديم مي توانيم راه ساده تري براي رويارويي با احساسات دروني خود پيدا کنيم. اما ما نمي توانيم بهاي اين اشتباه را بپردازيم. يک خطر اين است که در مورد خطاهايمان اغراق کنيم يا نقش خود را موجه يا کم اهميت جلوه دهيم. ما سالهاي دراز سعي مي کرديم کمبود اعتماد به نفسمان را با مخفي شدن در پشت ظاهري بدلي که بتواند مردم را گول بزند پنهان کنيم. متأسفانه بيش از هر کس خودمان را گول زديم. با آن که معمولاً از خارج جذاب و متکي به نفس به نظر مي رسيديم اما در واقع در درون شخصيت و متزلزلي را مخفي مي کرديم. نقابها بايد کنار بروند. ترازنامه خود را همانطور که نوشته ايم بدون از قلم انداختن هيچ مطلبي مي خوانيم. اين قدم را همچنان با صداقت و دقت تا به آخر ادامه مي دهيم. معمولاً وقتي اين قدم را با کسي مشارکت مي کنيم شنونده هم قسمتي از داستان خود را با ما در ميان مي گذارد. متوجه مي شويم که منحصر به فرد نيستيم. با پذيرفته شدن توسط مخاطب مورد اعتمادمان مي بينيم همانطور که هستيم مي توانيم قابل قبول باشيم. در اين مرحله شروع به تجربه احساساتي واقعي با ماهيت روحاني مي کنيم.

قدم ششم
ما آمادگي کامل پيدا کرديم که خداوند کليه نواقص شخصيتي ما را برطرف کند.

چه لزومي دارد چيزي را که آمادگيش را نداريم بي جهت طلب کنيم؟ ما دنبال دردسر نيستيم. چيزي که ما در قدم ششم برايش تلاش مي کنيم تمايل است. آيا واقعاً مي خواهيم که از رنجشها، ترس و خشم خود خلاص شويم؟ بسياري از ما به ترسها، ترديدها، افسوسها و نفرتهاي خود مي چسبيم زيرا در دردهاي آشنا امنيت منحرفي وجود دارد. اين طور به نظر مي رسد که نگه داشتن هر چيز آشنايي مطمئن تر از، از دست دادن آن، به خاطر چيزهاي ناشناخته است. رها کردن نواقص شخصيتي بايد با قاطعيت انجام شود. تسلطي که آنها روي ما دارند ما را تضعيف مي کند و باعث زجرمان مي شود. اگر قبلاً مغرور بوده ايم اکنون متوجه مي شويم که ديگر نمي توانيم بدون تاوان متکبر باشيم. قبل از قدمهاي چهارم و پنجم مي توانستيم در برابر ترس خشم نادرستي و افسوس تسليم شويم. اکنون تسليم شدن در برابر نواقص شخصيتي تفکر منطقي ما را تيره و تار مي کند. نواقصمان تمام وقت و انرژيمان را به هدر مي دهند. در ترازنامه قدم چهارم به تأثيري که اين نواقص بر روي زندگيمان داشته اند خوب توجه مي کنيم. به مرور خواهش آزادي از اين نقصها در ما پديد مي آيد. ما دعا مي کنيم و يا به عبارت ديگر تمايل آمادگي و توانايي آن را پيدا مي کنيم که بگذاريم خداوند اين نقصهاي مخرب را برطرف کند. اگر قرار است پاک بمانيم لازم است تغيير شخصيت دهيم. ما مي خواهيم که تغيير کنيم. درباره نوافص خود بايد روشن بين باشيم. با آن که ما از وجود نقصهاي خود اطلاع داريم اما هنوز همان اشتباهات گذشته را تکرار مي کنيم و نمي توانيم از عادات بد خود دست برداريم. وقتي ما چگونگي نواقص خود را در زندگي مي بينيم و آنها را مي پذيريم آن وقت مي توانيم از آنها دست برداريم و به زندگي تازه خود بپردازيم. وقتي مي بينيم به جاي تکرار اشتباهات گذشته اشتباهات جديدي در زندگي خود مي کنيم متوجه مي شويم در حال رشديم. بايد به خاطر داشته باشيم که ما انسان هستيم و نبايد توقعات بيجا از خود داشته باشيم. قدم ششم به ما کمک مي کند که در مسيري روحاني به حرکت در آييم. اما ما انسان هستيم و گاه از مسير منحرف خواهيم شد. سرکشي مي تواند باعث بي تفاوتي و بي تحملي شود اما با کوشش مستمر مي توان بر آن غلبه کرد. ما مرتب براي پيدا کردن تمايل دعا مي کنيم. سرانجام ايمان فروتني و پذيرش جاي غرور و سرکشي را مي گيرد. به مرور با خود آشنا مي شويم. در اثر تبديل تمايل به اميد کم کم حالمان بهتر مي شود. شايد براي اولين بار بتوانيم دورنمايي از زندگي تازه خود ببينيم.

قدم هفتم
ما با فروتني از او خواستيم کمبودهاي اخلاقي ما را برطرف کند.

با پيدا شدن اميد تمايل خود را به مرحله عمل در مي آوريم. وقتي تصميم گرفته باشيم که بگذاريم خداوند ما را از عوامل بي فايده و نابودکننده شخصيتمان خلاص کند به قدم هفتم رسيده ايم. ما به تنهايي نمي توانستيم از عهده پستي و بلنديهاي زندگي برآييم اما اين مطلب را وقتي متوجه شديم که زندگي خود را واقعاً به تباهي کشيده بوديم. اقرار به اين واقعيت باعث شد که ما تا حدودي با فروتني و افتادگي آشنا شويم. فروتني ارمغان پيدايش صداقت با خويشتن است. اين خميره اصلي قدم هفتم است. فروتني واقعي اين است که خود را بپذيريم و صادقانه کوشش کنيم که خود باشيم. ما مردماني هستيم که هم محسنات و هم معايبي داريم. فروتني همانقدر براي پاک ماندن لازم است که نان و آب براي زنده ماندن. بر اثر پيشرفت اعتياد ما هميشه فقط در فکر برآوردن اميال ابتدايي خود بوديم. اين يک قدم عملي است و وقت آن است که از خداوند طلب کمک و راهنمايي کنيم. اگر کسي در مورد کمبودهاي ما حرف بزند ممکن است ابتدا حالت دفاعي بگيريم اما در صورتي که کمبودهايي که کشف مي کنيم واقعي باشند و شانس رفع شر از آنها را داشته باشيم مطمئناً از خود احساس رضايت خواهيم کرد. بسياري از ما آماده ايم که اين قدم را بي قيد و شرط و به صرف ايمان به کار گيريم زيرا از کارهايي که کرده ايم و احساسي که داريم خسته شده ايم. هر چيزي که نتيجه بدهد ما تا انتها آن را دنبال مي کنيم. هدف اصلي قدم هفتم اين است که ما از خود جدا شويم و سعي کنيم خودمان را با اراده نيروي برترمان وفق دهيم. در صورتي که مراقب نباشيم و متوجه مفهوم روحاني قدم هفتم نشويم ممکن است با مشکلاتي روبرو شده و دوباره بدبختيهاي گذشته را به سر خود آوريم. يکي از خطراتي که وجود دارد اين است که نسبت به خود بيش از حد سختگير باشيم. مشارکت با ساير معتادان کمک مي کند تا به خودمان سخت نگيريم. پذيرش نواقص ديگران مي تواند به ما کمک کند که فروتني را بياموزيم و راه را براي رفع نواقص خود هموار کنيم.

۱ نظر:

farimah گفت...

سلام
سعی میکنم کوتاه بنویسم اگه یه وقت از حد گذشت باید ببخشید
امروز از اول قدمها رو خوندم الان تو 8امی هستم تازه فهمیدم شما تو این متن تمام اون چیزی که من اتنظارش رو داشتم به خوبی مطرح کردید،ازهمون ابتدای قدم ها موضوع کاملا مرتبط به آدمی مثل من ودغدغه هاش بود.
قدم اول مربوط به ورود من به شناخت دنیای خودمه که بارها بهش اشاره کرده بودم واین که بازگشت به آینده به نوعی مسبب این موضوع بوده.
قدم دوم مربوط به پذیرش و شناخت وبه یقین رسیدن وجود نیرویی برتر به نام خداونده که در مورد اینهم مشابه این نوشته رو براتون فرستاده بودم.
قدم سوم" نمی گوید اراده وزندگی خود را به مراقبت خداوند سپردیم بلکه میگوید اراده وزندگی مان رابه مراقبت خداوند بدان گونه که او رادرک می کردیم بسپاریم".این عین متن شما بود و من هم از قبل چنین برنامه ای برای خودم در نظر داشتم،فکر کنم به اینهم اشاره کرده بودم والبته شما دیدگاه من رو تصحیح کردید.
قدم چهارم رو هم از نیمه شعبان شروع کرده ام یعنی هدف من از ایجاد وبلاگم که در ابتدای پست دومم هم بهش اشاره شده همین بوده.یه نوع تدوین تراز نامه اخلاقی .عنوانش هم اینه "من وخودم".میخوام تو وبلاگم از خودم بنویسم صادقانه وبی طرف،بدونم کجاها افراط میکنم وکجا ها تفریط ،چه رفتاری چه اعتقادی وفکری.
از خداوند برای نمایاندان نقصهایم کمک می طلبم ،از او میخواهم به من شهامتی عطا کند که نترس و دقیق باشم.
قدم پنجم رو هم که مدت هاست شروع کرده ام وبراتون فرستادم در حالی که خداوند هم شاهد وناظر اصلی بوده وهمینطور خودم.
قدم ششم رو با این آیات مطرح میکنم .امروز صبح بعد سحری قرآن میخوندم به آیات 44 تا 46 سوره بقره که رسیدم یه سوال برام مطرح شد .
اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم وانتم تتلون الکتاب افلا تعقلون44
واستعینو بالصبر والصلوه وانها لکبیره الا علی الخاشعین45
الذین یظنون انهم ملاقو ربهم وانهم الیه راجعون46.
(نمیدونم امکان حرکت گذاری وجود داره یا نه به هرحال میشه به خود قرآن مرجعه کرد)
معنی آیات:آیا مردم را به نیکی دعوت میکنید اما خودتان را فراموش می نمایید،با اینکه شما کتاب آسمانی را می خوانید آیا نمی اندیشید؟44از صبر ونماز یاری جویید،(وبا استقامت ومهار هوس های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید)واین کار جز برای خاشعان گران است!45آنها کسانی هستند که می دانند دیدار کننده پروردگار خویشند و به سوی او باز میگردند46
اینجا چرا تنها خاشعان وفرو تنان هستند که از توجه به خداوند نیرو میگیرند؟ جوابش تو قدم ششم شرح داده شده.
هنوز در عملیاتی کردن قدم 7و8 تمرکز نکرده ام انشاالله بعدا سرو سامان پیدا کنه.
به نظر میاد من یه معتاد گمنامم،نه؟؟؟
موفق باشید