و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

جمعه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۴

جنگ صلیبی اول 6

راه انطاکيه

از جايي که ترکها چاههاي آب را پر کرده و محصولات کشاورزي را سوزانده بودند گذر از آناتولي مشکل بود. سپاه در اواسط اوت به ايکونيوم رسيد و بعداً در همان ماه، با نيروهاي ترک در نزديکي هراکليا درگير شد. در دهم سپتامبر تانکرد و برخي از ديگران طي مجادله اي درباره بهترين گزينه در مسير پيش رو بدنه اصلي سپاه را ترک کرد. تانکرد متقاعد شده بود هر مسيري که بوسيله راهنمايان يوناني توصيه شود بايد اشتباه باشد. بالدوين هم بدنبال او رفت. ارتش اصلي به سمت سيليسين ساسارا حرکت کرد و در اواخر سپتامبر بدانجا رسيد و در اوايل اکتبر راه ماراش را در پيش گرفت. هوا در حال تيره و تار شدن بود. همسر بالدوين طي اين مسير درگذشت اما حداقل بوميان منطقه ارمني بودند و با صليبيون دوستانه برخورد مي کردند. صليبيون در 20 اکتبر 1097 به حومه انطاکيه وارد شدند. فرمانده ترک، ياغي سيان بود که به نظر مي رسيد تابع رضوان از حلب باشد اما به روشني عليه وي با کربوقا از موصل دسيسه سازي مي کرد. بنابراين در حالي که فرانسويها نزديک مي شدند کمک مشخصي از حلب نرسيد. ياغي سيان به نحوي ديوانه وار با اخراج بسياري از يونانيان و ارمنيان که پيش از آن در صلح در شهر مي زيستند، کوشيد شهر خود را ايمن سازد. امير تنها به ژاکوبيها اطمينان کرد زيرا آنان از يونانيان و ارمنيان متنفر بودند. پادگان او چندان بزرگ نبود. اميد او تنها اين بود که تا زمان رسيدن ارتش ترکي که شايد به کمک او فرستاده شود سنگر را حفظ کند. صليبيون پس از اين که به راحتي دو برج نگهباني پل را در اختيار گرفتند، از طريق پل آهني رودخانه اورونته حمله ور شدند. آنان روز بعد تا ديوارهاي شهر جلو رفتند. بوموند در برابر دروازه سنت پل اردو زد. ريموند در برابر دروازه سگ در سمت راست بوموند اردوي خود را بر پا ساخت. گادفري جلوتر در برابر دروازه دوک مستقر شد. محاصره انطاکيه شروع شده بود

بالدوين در ادسا

مشخصترين اتفاق در طي مسير انطاکيه جدا شدن بخشي از سپاه از راه اورشليم بود. تانکرد و بالدوين به تارسوس که در اختيار يک پادگان ترک بود رفتند. تانکرد ابتدا وارد شد و توانست شهر را در اختيار بگيرد. شهروندان يوناني و ارمني بودند و با صليبيون دوستانه برخورد مي کردند. آن روز او شهر را اشغال کرد و سپس بالدوين با سپاه بسيار بزرگترش وارد شد. بالدوين خود را در امور سياسي ارمنستان دخالت مي داد و آماده بود تا به عنوان قهرمان آنان مطرح شود. او اصرار داشت که شهر را به او بسپارند. تانکرد نااميدانه سپاهش کم تعداد شده بود و بايستي از ادامه راه چشم مي پوشيد. آنان مجدداً به راه خود ادامه دادند تا به ماميسترا رسيدند که در آنجا درگيري کوچکي بين آنها رخ داد. طرفين وقتي به اين مفاهمه رسيدند که آنها شهر بزرگ مهم ديگري در سيليسيا نخواهند يافت کل ماجرا را پايان دادند. اينجا شاهدي ابتدايي بدست ميآيد حاکي از اين که حداقل برخي از صليبيون علاقه مند بودند از جنگ صليبي به عنوان وسيله اي براي تثبيت کردن خود به عنوان لردهاي شرقي استفاده کنند. تانکرد در نهايت مجدداً به ارتش اصلي پيوست اما بالدوين در سمت و سويي کاملاً متفاوت سير مي کرد. او درخواستي از توروس از ادسا، لرد سلطنتي شهر دريافت کرد. توروس يک يوناني ارتودوکس بود و بنابراين بوسيله بسياري از شهروندان بومي ارمني و ژاکوبي مورد انزجار بود. او مي دانست کربوقا ممکن است براي دفاع از انطاکيه حرکت کند و در مسير خود حين عبور از اين منطقه، به راحتي شهر او را در هم بکوبد. او اين پيشنهاد را مطرح کرد که بالدوين را به پسرخواندگي خود بپذيرد اگر اين شواليه تنها در دفاع از او اقدام مقتضي را صورت دهد. بالدوين موافقت کرد و به زودي در فوريه 1098 به سمت ادسا حرکت کرد. او هشت شواليه بزرگ را همراه خود داشت و بسياري از صليبيون علاقه نداشتند از راه سرزمين مقدس کنار بکشند. او در ششم فوريه وارد شد. توروس به زودي او را پسرخوانده خود کرد. طي يک ماه به پيرمرد خيانت شد. بوميان ارمني براي برکناري او توطئه چيدند و بالدوين را به جاي او نشاندند. در هفتم مارس ازدحامي از جمعيت قصر را در نورديد. سربازان توروس از وظيفه خود شانه خالي کردند و بالدوين دفاع از او را نپذيرفت. او کوشيد از طريق يک پنجره فرار کند اما بوسيله جمعيت دستگير شد و تکه تکه شد. در دهم مارس بالدوين از بولون به طور رسمي ادسا را در اختيار گرفت و آن را اولين ايالت صليبي ساخت. اما اين شروعي شکوهمند نبود

محاصره انطاکيه

صليبيون به سرعت حمله نکردند. انطاکيه شهر بسيار مستحکمي بود که ديوارهايش در اصل بوسيله جوستينيان ساخته شده بود. ديوارها با يک قوس بلند از کوه سيلپيوس جدا مي شدند. در بخشي از آن رودخانه اورونته جريان داشت. بخشي ديگر از آن در امتداد ستيغي از کوهها قرار مي گرفت. کار حمله به شهر سخت بود و صليبيون علاقه اي نداشتند مردان بسيار زيادي از دست بدهند. آنها حتي به طور اوليه براي پوشش دادن تمامي دروازه ها کم تعداد بودند. آنها ابتدا صبر کردند تا تانکرد از اسکندرتا برسد و سپس براي امن کردند قلعه هاي بيروني متعدد اقدام کردند. بدين ترتيب نوامبر و دسامبر گذشتند. تا انتهاي دسامبر منابع کاهش يافتند. بوموند و رابرت از فلاندر با نيروي بزرگي براي جمع آوري منابع حرکت کردند. ياغي سيان به اين نتيجه رسيد که موقعيت مناسبي براي خروج از حصار شهر بدست آمده است. حمله او ريموند از تولوز را غافلگير کرد اما ريموند توانست به سرعت ضدحمله اي را سامان دهد. او مسلمانان را با چنان نيرويي پس راند که مردانش حتي آنان را بر روي پل تعقيب کردند و در واقع برخي از آنان وارد خود شهر هم شدند. اما شب بود. اسب يکي از شواليه هاي پيشرو سوارکار خود را به زمين زد و به عقب بازگشت. شواليه هاي روي پل که پشت او حرکت مي کردند سردرگم و وحشت زده شدند و عقب نشيني کردند.
در همين حين سپاهي از دمشق براي کمک به انطاکيه در حرکت بود. آنان وقتي فهميدند بوموند و رابرت همان حوالي هستند حمله کردند. آنان ابتدا با رابرت برخورد کردند و جنگ سختي درگرفت. بوموند فرارسيد اما تا وقتي مسلمانان به سختي درگير جنگ بودند منتظر ماند. سپس او وارد جنگ شد و تلفات سنگيني بر آنان تحميل کرد. صليبيون پيروزي ديگري به دست آوردند اما مردان بسياري را از دست دادند و و بايستي با منابع بسيار کمتر از چيزي که اميدش را داشتند به انطاکيه باز مي گشتند. اما حداقل جنگ با آب و هواي بد همراه شد و سپاه دمشقي را هم مجبور کرد به خانه بازگردد. ياغي سينان هنوز خودش به تنهايي بايد کار را پيش مي برد. ماه ژانويه واقعاً وحشتناک بود و اردو اسير چنگال گرسنگي شده بود. مردم از جمله پيتر زاهد شروع به ترک منطقه کردند. پيتر بوسيله تانکرد باز گردانده شده بود. در ماه فوريه رضوان از حلب در حالي که با ياغي سيان صلح کرده بود از راه رسيد اما صليبيون او را نيز پس از يک جنگ سخت شکست دادند. رضوان به حلب بازگشت. منابع و نيروهاي تقويتي در ماه مارس رسيدند و صليبيون حداقل قادر بودند بيشتر قسمتهاي شهر را در محاصره بگيرند. در اين زمان بود که ايتاليايي ها شروع به درگير شدن در جريان جنگ صليبي کردند. شرايط در داخل انطاکيه بطور مداوم در حال بدتر شدن بود اگرچه بهار منابع بهتري براي محاصره شدگان فراهم آورد. ياغي سيان همچنان مصمم بود زيرا حداقل خبرهايي داشت مبني بر اين که کربوقا از موصل در حال آماده کردن يک سپاه است. او در اوايل ماه مه با سپاه بزرگي که بيشتر متشکل از متحدان بود حرکت کرد. پيشرفت او براي تحت محاصره گرفتن ادسا به تأخير افتاد. محاصره سه هفته اي نتيجه اي نداشت زيرا بالدوين به اندازه کافي قوي بود که شهر را نگه دارد.
در طي اين هفته ها در ماه مه بود که بوموند با فيروز، رئيس نگهبانان انطاکيه ارتباط برقرار کرد. در طي دوران محاصره خريد جاسوسان بسياري از دو طرف اتفاق افتاده بود اما فيروز موافقت کرد که شهر را لو دهد. بوموند به هيچ يک از ديگر صليبيون در اين باره چيزي نگفت زيرا او مصمم بود که خود بايد انطاکيه را در اختيار بگيرد و بر آن حکومت کند. در عوض صليبيون براي طراحي حمله به شهر قبل از آن که کربوقا بتواند خود را برساند تشکيل جلسه دادند. آنان به توافق رسيدند که هرکس زودتر بتواند وارد شهر شود لرد شهر خواهد بود. بسياري از صليبيون نااميد بودند. شهر به نظر مي رسيد چنان نفوذناپذير است که هيچ وقت گشوده نخواهد شد و يک سپاه عظيم ترک تنها چند روز از آنها فاصله داشت. ترک محاصره افزايش يافت. در دوم ژوئن استفان از بلوا با يک بخش بزرگ فرانسوي جدا شد. تنها ساعاتي بعد بوموند از فيروز خبر شنيد که وقتش فرا رسيده است. بوموند حداقل طرحي کلي از ماجرا را به اطلاع ساير دوستانش رساند. درست پيش از غروب سپاه اردو را جمع کرد چنان که گويا مي رود تا با کربوقا در ميدان مواجه شود. پس از چند ساعت در پوشش تاريکي شهر بازگشتند. فيروز بخشي از ديوار را بدون نگهبان باقي گذاشت و شصت شواليه وارد شدند. آنان دروازه سنت جرج را گشودند و صليبيون به داخل شهر ريختند. شهروندان مسيحي در قتل عام هر ترکي که مي يافتند با سپاه سهيم شدند. ياغي سيان گريخت اما پسرش تعدادي از سربازان را جمع کرد و به ارگ شهر که مي توانست آن را حفظ کند، عقب نشست. تا سوم ژوئن شهر به جز ارگ در دستان لاتينها قرار داشت. آنها سپس شهر را از جسدها پاک کردند و براي دفاع بر ديوارهاي شهر متمرکز شدند. روز بعد پنجم ژوئن اولين سربازان کربوقا شروع به وارد شدن به منطقه کردند و تا روز هفتم اردو زدن انجام شد. صليبيون که شهر را در اختيار گرفته بودند حال خودشان در داخل شهر به محاصره گرفته شدند

اين نوشته ترجمه اي از اين سه متن است: يک و دو و سه

۵ نظر:

magna_carta گفت...

سلام
اینجا رو برای نظر دادن دوستان درباره
FAQs
اختصاص داده ام.
پیشاپیش از حضور و نظر دوستان در این قسمت تشکر می کنم.

AlirezA گفت...

Salam
ghesmate safavian ra khoondam
be ghole dooste khoobemoon besyar kholase va mojmal bood. albatte manbaee ke shoma az roosh tarjome anjam dadid besyar mokhtasar ast va faghat dar hadde yek moaarrefie ejmali baraye masalan jahangardan ya alaghemandan be tamaddone iranist. ba tavajjoh be ahammiate dorane safavi va bel akhas tashkil va payegozary mazhabe shie dar iran behtar nist kami amightar dar in mored bahs konid. masalan aknoon dar jame'e bahs bar inast ke mazhabe shie mazhabist ebtekari az sooye safavian va na mazhabe elahy. kheily doost daram ke be in matlab az tarighe tarikhy va elmi bepardazid. ba tashakkore faravan.

ناشناس گفت...

Excellent, love it!
Barrington dental coverage 1974 gmc 5000 series truck floor mats roof rack viagra prescription drugs Fat greek woman dick dentist bryan Valtrex drug interaction azt

فروغ گفت...

سلام
به خاطر این پشتکار و انسجام کاریت بهت تبریک میگم.

magna_carta گفت...

سلام
از سر زدنتون ممنونم
و از تعریفتون متشکرم