و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۶

یک داستان بلند؛ ازدواج موقت 2

تو اين چند ساله که نسبت به ازدواج موقت حساسيتي پيدا کرده ام و مطالب مرتبط با اون رو با توجه بيشتري دنبال کرده ام با انتقاداتي هم نسبت بهش مواجه شده ام. مثلاً طبق بعضي شواهد اين طور به نظر مي رسه که خانمها اونو نسبت به زن توهين آميز مي دونند. و گاه حتي اون رو با فحشا مقايسه مي کنند. يا انتقاد ديگه اي که مطرح مي شه نگراني از رواج بيش از حد ازدواج موقت و سست شدن بنيان خانوادگي متکي بر ازدواج دائميه. فعلاً در اين نوشته به توضيح اين اشکالات و نظراتي که ممکنه بشه درباره اين اشکالات مطرح کرد نمي پردازم. اون چيزي که مدتي براي خودم تبديل به دغدغه بدون پاسخي شده بود اين اشکال سوميه

بعضي از دوستان در اين مدت گفته اند اين نظراتي که تو درباره ازدواج موقت داري و اون رو با رابطه دوستانه غربي دختر و پسر مقايسه مي کني در اصل و واقعيت رفتار چه تفاوتي با اون داره و معني اين اصرار تو روي ازدواج موقت در برابر رابطه دوستانه دختر و پسر چيه؟ البته براي پاسخ دقيق و کامل به اين پرسش که اولاً اين دو نوع رابطه چه تفاوتهايي با هم دارند و ثانياً اين که اين تفاوتها حقيقتاً چقدر اهميت دارند دقت نظر و آشنايي کافي با مسائل مختلفي از قبيل جامعه شناسي و روانشناسي و مطالعات فرهنگي الزاميه که من در اين رابطه صلاحيتي ندارم. اما فعلاً در حد خودم در حال حاضر نکته اي رو که در اين رابطه به ذهنم رسيده مرور مي کنم

واقعيت اينه که در جامعه ما که به طور عمومي يگانه حالت ممکن از رابطه خصوصي زن و مرد که حساسيت برانگيز نباشه و مورد قبول عرف عمومي جامعه قرار بگيره در رابطه ازدواج دائمي و تشکيل خانواده خلاصه مي شه. امکانات متفاوت از اين حالت در عرف و قبول جمعي جامعه ما تقريباً هنوز هم به راحتي تحمل نمي شه. در اين رابطه اعتقادات و باورهاي مذهبي اهميت زيادي دارند. در واقع به طور عمومي هنوز هم نگاه ديني به انبوه مسائل مختلف زندگي فردي و اجتماعي در بين آحاد جامعه نفوذ عميقي داره. يعني ملاک قضاوت و قبول مردم حتي شايد در يک سطح ناخودآگاه ارتباط زيادي با باورها و اعتقادات مذهبيشون داره. اما چنان که در بخش ابتدايي اين داستان بلند گفته شد با تغيير امروزين اقتضائات اجتماعي زندگي به نظر مي رسه روش سنتي ازدواج دائم به تنهايي پاسخگو نيست. در اين شرايط مي شه با توجه به پتانسيلها و قابليتهاي ازدواج موقت اين امکان خاموش دستگاه فقه شيعه رو براي پاسخگوي به اقتضائات زمان فعال و احيا کرد. پوشش ديني داشتن ازدواج موقت به معناي اين که در داخل دستگاه فرهنگي و فلسفي خاص ديني و در هماهنگي و نزديکي با ساير اجزاي اين منظومه قرار داره و ما رو از الگوبرداري از دستگاه متفاوت و نامأنوس فرهنگي فلسفي غربي بي نياز مي کنه يک امتياز مثبت قابل تأمل براي ازدواج موقت محسوب مي شه. در واقع چنان که قبلاً گفته شد ازدواج موقت خودش مي تونه به عنوان يک امکان راهگشا براي تغيير مفاهيم و الگوهاي سنتي و ناکارآمد ديني فعلي درباره رابطه زن و مرد عمل کنه و باورهاي عمومي و عرف اجتماعي رو به سوي بازنگري و بازسازي متناسب حرکت بده

يک نمونه تاريخي جالب در اين باره حضور اجتماعي پررنگ زنان در عرصه اجتماعي تحصيل و کار بعد از انقلاب اسلاميه. در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي براي توده مذهبي ايران با اين شناخت که فضاي عمومي جامعه و دستگاههاي مختلف اجتماعي در دوران حکومت غيرمذهبي پهلوي فسادانگيز و از نظر ارزشهاي مذهبي غير قابل قبوله و نيز تحت تأثير اين انگاره هاي سنتي ديني که وظيفه اصلي زن مربوط به داخل خونه است و زن حتي الامکان نبايستي در مجامع عمومي حضور پيدا کنه يا خروج او وابسته به اجازه از شوهر يا پدرشه، حضور اجتماعي زن توجيهي نداشت. و تقريباً به طور عمومي زنان طيفهاي مذهبي حضور چنداني در صحن جامعه نداشتند. اما پس از انقلاب اسلامي با تأييد اقتضاي دوران جديد مبني بر به رسميت شناختن حضور اجتماعي زنان، در دستگاه بومي فرهنگي و ديني که اکنون بر فضاي عمومي جامعه مسلط شده بود با افزايش چشمگير حضور دختران و زنان ايراني در عرصه هاي تحصيل و کار روبرو شديم. به عنوان مثال امروز با اين واقعيت مواجهيم که علاقه دختران براي تداوم حضور و تقويت جايگاه اجتماعي خود به چنان حدي رسيده که ضمن استفاده از امتياز نداشتن دوران خدمت وظيفه، در قبولي بسياري رشته هاي دانشگاهي با فاصله زيادي از پسران پيش افتاده اند. به همين ترتيب به اعتقاد من براساس اقتضائات و نيازهاي جامعه امروز خود با مشروعيت بخشيدن به رابطه دختر و پسر در قالب ازدواج موقت و مذهبي کردن روح و فضاي چنين روابطي مي شه انتظار تحول بزرگ دوباره اي در اين باره داشت

زيرنويس: به عنوان مقدمه اي درباره ازدواج موقت و براي آشنايي بيشتر با موضوع قسمت ابتدايي اين داستان بلند رو بخونيد

۱ نظر:

seyyed abbaas گفت...

بسم الله الرحمان الرحیم
قائم پناه گرامی
سلام علیکم

بنده فقه گرا نیستم. فقه ستیز هم نیستم. فقه، جزئی از اسلام است

حامد قدوسی را در حد وبلاگش (الان: وبسایتش) می شناسم. نظر غیر کارشناسی، ولی شاید تا حدی عقلگرایانه/واقعگرایانه ام را خدمت شما عرض می کنم

ما آدمها که بنزین نمی خوریم. می خوریم؟ بنزین را ماشین و موتور مصرف می کند. چرا حکومت ایران هرچه می گذرد تولید ماشین و موتور را بیشتر می کند؟ می دانی چرا؟ چون نفع اقتصادی برای حکومت در تولید خودرو است. تأمین سوخت خودروها و تأمین پارکینگ برای خودروها و هزار نیاز دیگر، به عهده ی خود مردم. چرا به مخیله ی حکومت خطور نکرده به جای مثلاً کاستن سی درصدی از مصرف سوخت، از طریق فرآیند و عملیات عجیب و غریب صدور کارت سوخت و سهمیه کردن سوخت و اینترنتی کردن پمپ بنزینهای کشور (کشوری که اینترنت عادی اش بگیر نگیر و هزار بیماری دارد)، سی درصد از تولیدات خودرو بکاهد؟ چرا، یک بار برای همیشه، با اقتدا به «مرگ یک بار شیون یک بار»، سوخت را به قیمت واقعی اش، و البته پرداخت حقوقها به اندازه ی مورد نیازش و قیمت گذاری ی کالاهای اساسی و غیر اساسی در حد مورد نیازش، اجرا نمی کنند؟ شما تصور می کنی اگر فردا بنزین بشود لیتری 350 تومان، در ایران انقلاب و شورش می شود؟ نه. هیچی نمی شود. همه چی با همه چی به طور خودکار تنظیم می شود. تازه. شما تصور می کنی اگر بنزین الان شد لیتری 350 تومان، همین 350 تومان سال بعد نمی شود 380 تومان؟ اجازه دهید «مغشوش» و «نامنظم» شوم. توجه کن

شما تصور می کنی با امر رئیس جمهور در مورد دوازده درصد شدن میزان بهره ی بانکها، بازار ساختمان دچار اشکال می شود؟ نه. اولاً بانکهای محترم، سود دوازده درصد یا هفده درصد امرشده را، به صد حیله، در عمل می کنند همان 24 درصد. ثانیاً بازار ساختمان و آهن و پوشاک و دیگر موضوعات، خودش راه خودش را می رود. توجه کنید

شما برو اندیشه کن. کشوری که تاج سر کشورهای جهان شده، با داستان انرژی ی هسته ای اش، آیا جوانان رشید و عقل و علم و تکنولوژی و امکانات ندارد که بنزین را در حود مورد نیاز تولید کند و وارد نکند؟

یکی از عزیزان لطف کرده برایم کامنت گذاشته: «سلام.
من هم بتازگی شروع به نوشتن کردم . در مورد احادیث. خوشحال میشم نظرات سازنده شما صاحبان نظر را بدانم.» رفتم دیدم تیترش و موضوعش «معجزاتی چند در مورد مجامعت پیامبر اکرم با 11 زن خود » است
!