و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۵

تأثیر مسلمانان بر نظریه موسیقی

تأثير مسلمانان بر تئوري موسيقي از سوي دانشمندان غربي قوياً رد مي شود. حتي آنان که مي پذيرند مسلمانان در اين زمينه نقشي داشته اند تأثير عميق آنان را در اين تئوري رد مي کنند و تنها آن را مربوط به برخي آلات موسيقي مي دانند. اولين کسي که مشارکت دانشمندان و هنرمندان مسلمان را در نظريه موسيقي مطرح کرد يک دانشمند فرانسوي به نام لابورده بود. او در کتابش درباره موسيقي باستاني و مدرن (1780) ثبت الفبايي نتهاي موسيقي را به مسلمانان نسبت داده است. اين نت بندي که مرکب از سيلابهايي به نام سولفژ مي باشد؛ دو، ره، مي، فا، سول، لا و سي به نحو گسترده اي ترکيبي لاتين شناخته مي شوند که از سيلابهاي سرود روحاني سنت جان گرفته شده اند. موسيقيدان ايتاليايي گيدو از آرزو (995-1050) به عنوان کسي که اين ترکيب را در سال 1026 ابداع کرده است شناخته مي شود. اخيراً برنامه اي از کانال چهار بريتانيا درباره تاريخ موسيقي ادعا کرده است که گيدو ابداعگر چنين سيستمي بوده و هيچ اشاره اي به مشارکت مسلمانان در اين امر نداشت. با اين حال ويلوتو (درگذشت 1839) جانب لابورده را گرفته و تأثير مسلمانان بر تئوري موسيقي را پذيرفته است. او با مقايسه مقياس موسيقي گيدو با مقياس مسلمانان شباهتهاي غيرمنتظره اي يافت که باعث شد به اين باور برسد که اين موسيقيدان ايتاليايي نظريه خود را از مسلمانان اخذ کرده است. او مي گويد: با توجه به تمام آن چه که به نظر مي رسد اين دستگاه اخير بوده است به عنوان الگويي براي گيدو از ارزو عمل کرده است

فارمر در تک نگاري خود تحليل و نقد مفصلي درباره چنين نظرياتي ارائه داده و به نحو معتبري ريشه هاي اسلامي استفاده و ابداع نت بندي موسيقي را نشان داده است. شباهت آوايي الفباي عربي و اين نت بندي تکان دهنده است: دال براي دو، راء براي ره، ميم براي مي، فاء براي فا، صاد براي سول، لام براي لا و سين براي سي. مسلمان نت بندي را بطور زودرس در قرن نهم در زمان مأمون (درگذشت 833) و اسحاق الموصلي (درگذشت 850) استفاده مي کرده اند. اين دستگاه را در آثار کندي (درگذشت 874) يحيي بن علي بن يحيي (درگذشت 912) فارابي (870-950) ابن سينا (درگذشت 1037) الحسين بن زيلا (درگذشت 1048) و بسياري از ديگران مي يابيم. ما مي بينيم که دومينيکوس گونديسالينوس (درگذشت 1151) از متون عربي براي توضيحات موسيقيايي خود استفاده مي کند. کنت سواب هرمانوس از ريشنو مخصوصاً به آثار کندي و تئوري موسيقي و دستگاه نت بندي او علاقه مند بود. کارهاي موسيقيايي ابن سينا و ابن رشد همچون آثارشان در زمينه پزشکي بر اروپائيان به خصوص در پروونس و مونت پليه تأثيرگذار بود. آثار فارابي بر نظريه پردازان تئوري موسيقي اروپايي تا قرن هيجدهم تأثيرگذار بود چنان که له راپورت دستگاههاي پنج چهارم (ثلث بزرگ) و شش پنجم (ثلث کوچک) را تدريس مي کند

اما چگونه گيدو درباره آثار مسلمانان مطلع شده بود؟

سوريانو روشن ساخته است که گيدو در کاتالونيا آموزش ديده بوده است. هونکه مشخص ساخته که اين هجاهاي عربي در يک رساله لاتين قرن يازدهم که در مونته کاسينو نوشته شده بوده است يافت شده اند. مونته کاسينو چندين بار بوسيله مسلمانان اشغال شده بوده است و محل سپري کردن دوران بازنشستگي کنستانتين آفريکانوس دانشمند بزرگ تونسي بوده است که از تونس به سالرنو و سپس به مونته کاسينو مهاجرت کرده بود. نقش دانشمندان مسيحي که زماني را به مطالعه در سرزمين اسلام گذرانده بوده اند نيز عامل مهمي است. اين که در دانشکده هاي آندلس موسيقي آموخته مي شد به طور وسيعي شناخته شده است. ابن فرناس (درگذشت 888) اولين کسي بود که آن را به عنوان يک بخش سراسري در دانشگاه کوادريويم معرفي کرد. ضرياب (789-857) نيز از لحاظ آموزش موسيقي در اسپانيا و تأسيس اولين هنرستان هنرهاي زيبا در جهان شناخته شده است. شواهد نشان مي دهد لااقل يک دانشمند که اطلاعات وسيعي درباره هنر موسيقي از مسلمانان آموخته بوده است در حلقه هاي آموزشي اروپايي تدريس کرده است. گربرت از اوريلاک (بعداً پاپ سيلوستر دوم شد) (درگذشت 1003) هم که به خاطر نقش بسيار مهمي که در تجديد انديشه علمي در اروپا داشت شناخته شده است، در گسترش دانش موسيقيايي مسلمانان شامل تئوري موسيقي آنان در اروپا تأثيرگذار بود. او در آندلوس اموزش ديد و با لقب موزيسين شناخته مي شد. او در کوادريويم درس آموخته بود که تقسيمبندي عالي آن براي هفت هنر آزاد از چهار موضوع تشکيل مي يافت: حساب، نجوم، جغرافيا و موسيقي. گربرت اعداد عربي را نيز آموخت. شواهدي از اين امر در کتابي از برنليوس (990) که دانشجوي سابق او بود و شامل اعداد عربي است يافت مي شود. اين تعاليم به زودي در خارج از اندلس بوسيله دانشجويان گربرت گسترش يافتند: برنليوس، آدالبولدوس (درگذشت 1027) و فولبرتوس (درگذشت 1028). اين اعداد همچنين در رساله اي از سودو اودو از کلوني (درگذشت 942) يافت مي شود. اودو از کلوني هنگام بحث کردن درباره هشت تون آوايي به برخي اسامي عربي و يهودي اشاره مي کند. فولبرتوس در چارترس تدريس کرده است. آموخته هاي موسيقي نيز همين مسير را بايستي دنبال کرده باشند

مشارکت مترجمان و ترجمه هاي آنان نيز به خصوص پس از قرن دوازدهم تأثيرگذار و عمده بوده است. ما مي بينيم که ايده هاي موسيقيايي مسلمانان مانند ساير موضوعات در بسياري از آثار حضور مي يابند. نظريات فارابي (فارابيوس) و ابن سينا (اوي سنا) به لاتين ترجمه مي شوند و از سوي وين سنت از بووه (درگذشت 1264) سودو آريستوتل (1270) راجر بيکن (1280) والتر اودينگتون (1280) جروم از ماراويا (قرن سيزدهم) قرض گرفته مي شوند

ترجمه لاتين احصاء علوم فارابي در تأليفات و رسالات لاتين تأثيرگذار بود. در ميانه قرن نهم اورليان از رم که در همراهي با رمي از اوکسر به عنوان اولين نظريه پرداز موسيقي در نظر گرفته مي شود به يک نظريه موسيقي جديد با هشت تون اشاره مي کند و ادعا مي کند آن را از منابع يوناني اخذ کرده است. سودو هوکبالد، سودو برنليوس و نوتکر لابيو (1022) همگي از نت بندي آوايي (الفبايي) استفاده مي کنند که اولين بار بوسيله مسلمانان بخصوص الکندي (874) استفاده شد. هرمان کنتراکت (درگذشت 1054) عميقاً تحت تأثير آموزشهاي مسلمانان بود. تعدادي از کارهاي علمي به او نسبت داده شده است که شامل رسالاتي درباره موسيقي است. در سال 1242 وقتي مسيحيان شهر آندلسي موريکا را متصرف شدند يک دانشمند مسلمان محمد بن احمد الرقوتي که به جهت نوشته هاي رياضي و موسيقي خود مشهور بود بوسيله شاه مسيحي نگاه داشته شد تا در مدارسش تدريس کند
این نوشته ترجمه ای از این متن است

۲ نظر:

Persian Fusion گفت...

salam dooste aziz...az didane weblogetan khosh hal shodam... Man soali dashtam ke fekr kardam chon shoma ba motoone tarikhi sar o kar darid shayad betavanid be an pasokh dahid:

Aya hich-yek az daneshmandan va mokhtare'ane eslami ebtekar ya ekhtera'ee dar zamineye resane (media) dashteand? Masalan chizi mesle telegraph ya telephone oroopayeeha, ya har chizi ke marboot be ertebatat bashad?

Mamnoon,
Tina

الف قائم پناه گفت...

دوست عزيز سلام

خوشحالم از اين که ترجمه هاي من در ارتباط با
تمدن اسلامي مورد توجه شما قرار گرفته و
متشکرم که اين موضوع رو به من اطلاع داديد.

چنان که در وبلاگ اشاره کرده ام من آشنايي کامل و حرفه اي با موضوع ندارم و تنها به عنوان يک کار فوق برنامه و حاشيه اي نوشته هايي رو در اين زمينه ترجمه کرده ام. ولي تا جايي که مي تونم حدس بزنم نبايستي از انسان قرون وسطي انتظار داشت وسائل ارتباط جمعي پيچيده اي مثل راديو تلويزيون يا تلفن و تلگراف ساخته باشه. مسلمانان قرون وسطي در اين زمينه بيشتر با توسعه علوم پايه، راهگشاي استفاده هاي کاربردي و پيچيده بعدي در قرون مدرن شده اند. يک مثال گويا در اين زمينه استفاده گسترده از سيستم اعداد هندي-عربي به جاي اعداد رومي است. مسلمانان قرون وسطي با اخذ اين سيستم از هند و به کارگيري گسترده اون راهگشاي عملي شدن محاسباتي شدند که انسان اروپايي قرون وسطا با سيستم عددي بدوي و ناکارآمد رومي حتي نمي تونست تصورش رو بکنه. شايد مرتبط ترين کار مسلمانان در زمينه ارتباط جمعي و توسعه نشر افکار بشري استفاده گسترده و تجاري از کاغذ باشه. مسلمانان در اصل فناوري توليد کاغذ رو از چين گرفتند اما توليد اونو اقتصاديتر و صنعتي کردند و در نتيجه استفاده از اون توسعه زيادي پيدا کرد تا اين که طي اواخر قرون وسطي اين ابتکار مسلمانان به اروپا رسيد. بدون وجود کاغذ اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ هيچ معنا و کارکردي نداشت. يک متن در اين زمينه تو وبلاگ هست که مي تونيد از ليست لينکهاي کنار صفحه اونو پيدا کنيد. خيلي از ترجمه هاي من در وبلاگ درباره تمدن اسلامي از نوشته هاي يک سايت واحد انجام شده که اگر خودتون علاقه مند باشيد مي تونيد سر فرصت مراجعه کنيد و نوشته هاي زبان اصلي رو که به طور مداوم نوشته هاي جديدي بهشون اضافه مي شوند ببينيد:

www.muslimheritage.com

شاد و موفق باشيد