و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين
مسلمانان کلکسيونرهاي بزرگ کتابها بودند و در تمامي شهرهاي بزرگتر تجارت شکوفايي براي کتاب در جريان بود. استفاده از کاغذ به جاي پاپيروس و پوست آهو کتابها را نسبتاً ارزان قيمت کرده بود. علاوه بر اين کتابخانه هاي بزرگ ملحق به مساجد و مدرسه هاي بزرگتر بودند و شاهزادگان، اشراف و بازرگانان مجموعه هاي بزرگ خصوصي داشتند که معمولاً آمادگي داشتند تا آنها را در اختيار دانشمندان شايسته قرار دهند
ما درباره يک کتابخانه خصوصي در بغداد در حدود قرن نهم شنيده ايم که به صد و بيست شتر نياز بود تا آن را از جايي به جاي ديگر منتقل کنند. دانشمندي ديگر در بغداد پذيرفتن مقامي در جاي ديگر را رد کرده بود زيرا به چهارصد شتر نياز بود تا کتابهايش را جابجا کند. صورت کتابهاي اين کتابخانه خصوصي ده کتاب را اشغال مي کرد. اين موضوع زماني حيرت انگيزتر خواهد بود که بدانيم کتابخانه شاه فرانسه در سال 1300 تنها حدود چهارصد عنوان داشت. در قرن سيزدهم قبل از اين که تاتارها شهر را غارت کنند (1258) بغداد سي وشش کتابخانه عمومي و حدود صد کتابفروشي داشت که برخي از آنها خود با هدف انتشار کتاب دسته هايي از رونويسان را استخدام کرده بودند. توصيفات درباره کتابخانه هاي عمومي و خصوصي درباره تقسيم بندي کتابها و مرتب کردن آنها در صندوقهاي جداگانه و حتي اتاقهاي جداگانه سخن مي گويند. صورت مفصل کتابها نگه داري مي شدند و کتابخانه هاي بزرگتر با کارکناني از کتابدارهاي آموزش ديده، رونويسان و صحافان اداره مي شدند
بزرگترين کتابخانه عمومي که از آن سندي در دست است يک تشکيلات قرن دهم در قاهره است که در اصل داراي صد هزار کتاب بود. اينها بعداً به تشکيلات بزرگتر پژوهشي با نام بيت الحکمه منتقل شدند و ادعا شده است تا قرن يازدهم بيش از يک ميليون جلد در قفسه هاي آن چيده شده بوده است. تا سال 1250 ارزشمندترين مواد تأليفي کتابخانه هاي اسلامي به شکل ترجمه در اختيار دانشمندان اروپايي قرار گرفته بود. چنين نقل و انتقالي درست به موقع صورت گرفته بود زيرا مدت کوتاهي پس از نيمه قرن سيزدهم مغولان از شرق و مسيحيان در اسپانيا با رويکردي عمده فروشي آغاز به نابودي کتابهاي اسلامي کرده بودند
اسپانيا چنان از کتابهاي مسلمانان برهنه شده بود که وقتي فيليپ دوم در قرن شانزدهم کتابخانه اسکوريال را تأسيس کرد نتوانست کتابهاي عربي زيادي در اسپانيا بيابد. برخي از اين کتابها در مراکش بازمانده بودند و بتدريج مجموعه اي از آنها فراهم شد. با اين حال صورت اسامي کتابهاي کتابخانه اسکوريال در قرن هفدهم که بزرگترين کتابخانه اسپانيا بود تنها چهار هزار عنوان اسلامي را نشان مي داد. اينها تنها بازماندگان يکي از بدترين همه سوزيهاي کتاب در تاريخ بودند. خوشبختانه تعداد زيادي از کتابهاي اسلامي در مصر، ايران و هند باقي ماندند که بسياري از اطلاعات ما درباره تمدن اسلامي از طريق آنها تأمين شده است
درجات برجسته اي بوسيله بسياري از زنان در حرفه ادبي به دست آمد. زنان وابسته خلفا و درباريان در حمايت و پرورش ادبيات با يکديگر رقابت و همچشمي مي کردند. عايشه، دختر شاهزاده احمد در نظم و سخن پردازي به تفوق رسيده بود. سخنرانيهاي او فلاسفه موقر کوردوبا را به اشتياق آورده و جمعشان را به همهمه مي کشيد. او يکي از بهترين و کاملترين کتابخانه ها را در پادشاهي در اختيار داشت. ولده شاهزاده اي از المهاد که شيرينيها و جذابيتهاي شخصي او کمتر از استعدادهايش نداشت از بابت اطلاعاتي که در زمينه شعري و بلاغت داشت مشهور بود. گفتگوهاي او با عمق و درخششي که ارائه مي کرد قابل توجه بودند. و در رقابتهاي دانشگاهي پايتخت که دانش آموختگان و سخنوران را از هر گوشه شبه جزيره جذب مي کرد هرگز مردود نشد. هم در قطعات نثر و هم در ترکيبات نظم تمامي رقيبان را پشت سر مي گذارد
الگزانيا و صفيه هر دو از سويل بودند و به خاطر نبوغ شعري و سخنوري از ديگران تشخيص داده مي شدند. صفيه در زيبايي و کامل بودن خطاطي هايش مورد غلبه قرار نگرفت. شکوه و درخشندگي دست نوشته هاي او مايه نااميدي پرکارترين هنرمندان عصر بودند. تواناييهاي ادبي مريم، دختر مستعد الفيصولي در تمامي شبه جزيره مشهور بودند. گفته مي شود بذله گويي نيش دار و طنزآميز او در قطعات هجويش رقيبي نداشت. ام السعد از جهت آشنايي که با سنت اسلامي داشت مشهور بود. لبنه از کوردوبا در علوم دقيقه کاملاً مهارت داشت. استعدادهاي او براي حل پيچيده ترين مسائل هندسي و جبري قابل اعتماد بود و آشنايي وسيع او با ادبيات عمومي او را در حرفه مهم منشي خصوصي خليف الحاکم دوم مشغول به کار کرد

کوردوبا جواهر اروپا بود که ديدارکنندگان شمالي را خيره مي کرد. دانشمندان و کتاب فروشان در شهر ازدحام مي کردند تا آن را تا قرن دهم تبديل به مرکز فکري غرب کنند. طبق نظر ترند کوردوبا متمدن ترين شهر اروپا و مورد حيرت و ستايش جهان بود. خيابانهاي آن سنگفرش بودند و به خوبي روشن شده بودند. مي توانستي ده مايل در روشنايي چراغهاي خيابان پياده روي کني بي آن که توالي ساختمانهاي شهر از يکديگر قطع شود. بر روي رودخانه آرام گادلکوير مهندسان مسلمان يک پل سنگي عظيم با هفده طاق که هر يک پنجاه تا عرض داشتند ساختند. يکي از اولين اقدامات عبدالرحمان اول کانال آبي بود که انبوهي از آب تازه را به کوردوبا آورد تا براي خانه ها، باغات، آب نماها و حمامها مورد استفاده قرار گيرد
شهر از بابت باغهاي تفريحي و تفرجگاه هايش مشهور بود. همچنين حدود هفتاد کتابخانه عمومي و نهصد حمام عمومي در طي خلافت حکم دوم در شهر وجود داشت. در ميان کتابخانه هاي آن کتابخانه هاي عظيم مساجد بودند که براي استفاده همگان در دسترس بودند. و هرگاه حاکمان ليون، ناواره يا بارسلونا به يک جراح، يک معمار، يا يک طراح لباس نياز داشتند از کوردوبا کمک مي خواستند. جمعيت مسيحي خود کوردوبا به زودي در قرن نهم سبک زندگي مسلمانان را در پيش گرفت و از قوه خيال، شعر و مطالعات و نظريات فلسفي و الهي مسلمانان لذت برد. در حقيقت مقرر بود کوردوبا در طي حکومت اسلامي مرکز ادبي اعصار ميانه باقي بماند. "مکتب آداب احترام آميز، خانه علم و هنر، موجب هيبت هر مسلمان و ستايش محبت آميز هر دانشمند، مايه احساسي دوگانه از حيرت و هراس از سوي بربرهاي مغشوش اروپاي غرب، کوردوبا بود": اس پي اسکات؛ تاريخ امپراطوري مسلمانان اسپانيا
کسي نمي تواند بدون ارجاع به قصر مشهور الحمرا در گرانادا درباره اسپانياي مسلمان بحث کند. سرآغاز تاريخي آن هنوز مورد بحث است و بسياري از دانشمندان تاريخ آن را مربوط به گراناداي قرن سيزدهم مي دانند در حالي که شاخصهايي وجود دارند که ساختمان اوليه آن را به قرن يازدهم انتساب مي دهد و اين زماني حساس براي معماري اسلامي و اروپايي بوده است. به طور خلاصه مجموعه قصر متشکل از مجموعه اي از ساختمانها، تالارها و صحنهاست که در سلسله مراتب به هم پيوسته دلپذيري مرتب شده اند. اين قصر از هر جنبه اي يک شاهکار معماري است. توالي فضاها به روشني با مرزهايي مشخص شده است و هر فضايي شامل مشخصات تعيين کننده اي است که هويت و کارکرد آن بخش را مشخص مي کند
زيبايي و تأثير بصري با ترکيب دقيقي از رنگها، نور و الگوها به اوج خود مي رسد. چنين ساختاري با کاربرد هوشيارانه و مداومي از گچ و مقرنس که تمامي ديوارها، کفها و سقفها را پوشانده است از دنياي مادي جدا شده است. در همين حال ترکيب صحنها، باغها و آب بيانگر نظرگاه مسلمانان است درباره بهشت و ابديت آن که هديه اي است براي آنان که براي رسيدن به آن مي کوشند. شربت عسل با نمادي از طاق شانه عسلي تالاري در قصر ارائه شده است که خود افسون کننده ترين طاق جهان است. در اينجا حفرات در هم فرو رفته اي به شکل لوزي که از ديوارها برآمده شده اند ساختاري بسيار شبيه به شانه عسل ارائه مي کند که در يک ستاره هشت پر متشکل شده است. اين ستاره خود شانزده پنجره را در بر مي گيرد که در هر جانب ستاره دو تا قرار گرفته است و به اين ترتيب حجم بسياري از نور ورودي باعث درخشش اين ساختار در چشم بيننده مي شود
رودخانه هاي بهشت بوسيله چهار نهر که از آب نماي مرکزي در صحن شيرها جريان مي يابند نمادينه شده اند. اين آبنما ساير چشمه هاي متعدد قصر را آبرساني مي کند. استخر صحن مورد سبز رودخانه ديگري است که تا جانب شرقي قصر امتداد مي يابد. گچ کاري طلايي و تزئينات خطاطي ديوارها را آنچنان که در تالار سفيران ديده مي شود پوشانده اند و اين شايد ارجاعي به جواهرات طلايي و البسه ابريشمي باشد که به ايمان آورندگان وعده داده شده است (براي اطلاعات بيشتر به آثار گرابار 1978 مراجعه کنيد). تأثير الحمرا در شيوع سبک اسلامي شمال آفريقا بسزا بود. اروپائيان متمکن و ثروتمندي که درباره آن شنيده بودند يا از آن ديدار کرده بودند نمي توانستند در برابر اين فکر که عناصر يا بخشهايي از آن را در ساختمانهاي خود بازسازي کنند مقاومت کنند. چنان که اين اتفاق در مورد اوون جونز (1809-1874) رخ داد. شيفتگي او نسبت به معماري اسلامي به طور عمومي وصحن شيرهاي قصر الحمرا به خصوص عامل اساسي در ساخت صحن الحمرا در قصر بلور در سيدنهام بود (داربي، 1974). سبک تزئيني و طراحي داخلي الحمرا بسياري از خانه هاي اروپايي را به خصوص در انگليس دوره ويکتوريا مورد تهاجم قرار داد. جايگاه الحمرا در ذهن اروپايي با نوشته ويکتور هوگو در کتاب "شرقيان" قابل ردگيري است
معرفي
يکي از ساختمانهاي مهندسي دفاعي که مسلمانان معرفي کردند عمارتهاي شبه قلعه اي بودند که با نام رباط خوانده مي شدند. اين ساختمانها به عنوان پايگاهي براي عمليات نظامي و نيز دفاع در برابر تهاجمات خصمانه عمل مي کردند. رباط همچنين براي جا دادن تعداد مناسبي از سربازان که با نام مربطون خوانده مي شدند تجهيز شده بود. اينان فداييان مذهبي بودند که نذر کرده بودند براي عبادت و تعليم و زندگي مؤمنانه در مواقع صلح در رباط سکونت کنند. در مواقع جنگ اين مربطون سربازان خط اول را تشکيل مي دادند که از جمعيت مسلمانان دفاع مي کردند و به نداي معبودشان لبيک مي گفتند: اي کساني که ايمان آورده ايد، با پايداري بر ديگران غلبه کنيد، آماده باشيد و وظيفه خود را نسبت به خداوند مورد مراقبت داشته باشيد تا شايد کامياب شويد (قرآن، 3؛200) اين ساختمانها در تمامي سرزمينهاي مسلمانان گسترده شده بودند و به خصوص در مناطق مواجهه با خطرات خارجي که با نام ثغور شناخته مي شدند متمرکز شده بودند. به عنوان نمونه ابن خلدون گزارش کرده است امير اغلبي، ابوابراهيم احمد در مجموع ده هزار رباط در شمال آفريقا ساخت. امير اغلبي قيروان، زياده الله با اهداف مشابه رباط سوسا را در سال 821 ساخت. رباط و بندر سوسا از شمال آفريقا در برابر تهاجمات خارجي دفاع کرد و در فتوحات سيسيلي کمک رساني کرد
نقشه ساختمان
رباط از يک عمارت مستطيلي شکل که با ديوارهاي بسيار مقاوم محاصره شده است ساخته شده است. اين ديوارها با شکافهايي براي تير اندازي تجهيز شده و با سه برج دايروي استحکام يافته است. در جانب جنوبي، برج مياني تبديل به يک دالان ورودي شده است و بر فراز برج جانبي مناره اي استوانه اي بالا رفته است. چنين شکلي برخلاف مناره هاي مربعي مشهور شمال آفريقا و تونس نمونه اي نامعمول است. انتخاب اين شکل تأکيدي بر استفاه دوگانه مناره براي مراسم اذان گفتن و نيز برجي دريايي براي راهنمايي کشتيها و تحت مراقبت گرفتن کشتيهاي دشمن است. ورودي رباط يک دروازه تنگ قوسي شکل است که به محل تلاقي دو تالار طاقدار باز مي شود. در طاق اين تالار سوراخي تعبيه شده است که از طريق حجره اي در طبقه بالا مورد دسترسي قرار مي گيرد. از طريق اين روزنه روغن و آب جوشان و سنگهاي بزرگ قابل تخليه است تا در مواردي که مهاجمان با اجبار قصد ورود به ساختمان را دارند بر سرشان سرازير شود
آن سوي تالار محوطه اي قرار دارد که بخش مرکزي مجتمع را مي سازد. اين محوطه در احاطه راهروهاي طاقدار و گنبدي قرار گرفته است. به اين راهروها درهاي حجره هاي فراواني باز مي شوند. برفراز اين حجرات، مجموعه اي ديگر از اتاقهاي گنبدي قرار دارد که از طريق بهار خوابي که در واقع سقف راهروهاي زيرين را تشکيل مي دهد در دسترس قرار مي گيرند. اين اتاقها محيطي کامل براي تعليم و زندگي ساکنان رباط فراهم مي کرد. مسجد رباط در نيمه جنوبي اتاقهاي طبقه اول قرار دارد. مسجد متشکل از يازده راهرو است که با گنبدهاي بشکه اي پوشيده شده و با گنبد بزرگتري که از سطح عمومي سقف رباط بالاتر قرار مي گيرد در منظره بيروني مورد تأکيد قرار گرفته است
اهميت معماري و طراحي رباط
اهميت اساسي اين عمارت مربوط به دو عنصر است. اول ترکيب فضايي که بعداً تأثير خود را بر روي تعدادي از مساجد شامل مساجد شهر سوسا مثل مسجد جامع و مسجد ابوفتاته گذاشت. هر دوي اين مساجد از طراحي مشابهي برخوردار هستند. مساجد ديگري که تحت تأثير رباط ساخته شدند مساجد ابن مردم و کسا دلاس تورنرياس (تولدو قرن دوازدهم) در اسپانيا و مسجد تريکز در بلخ بودند. با اين حال براساس نظر مرکاييس رباط سوسا خود با الهام از رباط مناستير (تونس) که در سال 796 حدود بيست و پنج سال قبل ساخته شده بود، بنا شد
اهميت عمده ديگر فني است که در استفاده قابل توجه از طاقهاي بشکه اي و تقاطعي سنگي در ساختمان رباط متجلي مي شود. اگرچه ساختن چنين طاقهايي ابداعي از سوي مسلمانان محسوب نمي شود و هر دوي اين طاقها در ساختمانهاي رومي وجود داشته اند. طاقهاي بشکه اي تا حدود زيادي در انبارها و تونلهاي رومي مورد استفاده بوده است و نمونه هايي از طاقهاي تقاطعي در کليساهاي مسيحي (رومي و بيزانسي) يافت مي شوند. با اين حال اين طاقها عمدتاً از ماده اي باثبات ساخته مي شدند که از ترکيب سنگهاي نتراشيده و سيمان بدست مي آمدند و با استفاده از تخته بندي کردن به انجام مي رسيد. نمونه سوسا و نيز رباط مناستير مهارت و استادي بزرگي را در ساختن طاقهاي سنگي به نمايش مي گذارد که طي آن به نظر مي رسد طاقهاي سنگي درست به همان شيوه ديوارهاي سنگي، سنگ به سنگ ساخته مي شدند. مهمترين از اين استفاده از قوسهاي سنگي در فاصله هاي منظم از يکديگر و در زير طاقهاست تا حمايت بيشتري از طاق را همچنين در زمان بنا کردن طاق مهيا کند. اين قوسها بوسيله مسلمانان با نام هانيات شناخته مي شدند و اولين نمونه ثبت شده چنين عنصري در ساختمان سازي مربوط به مسجد قصر اخيدر (عراق، سيرکا؛ 774-75) مي باشد. بعداً اينها در اروپا مورد ابداع مجدد قرار گرفتند و با نام دنده شناخته شدند. توافقي عام بين دانشمندان وجود دارد که دنده ها سبک ساختمان سازي را متحول کردند. دنده ها همچنين مسؤول شيوع و گسترش کليساهاي بزرگ قرون وسطي هستند که با سبکي رومي ساخته مي شدند. تشابه روشني بين هانيات رباط سوسا و اين دنده هاي اروپايي وجود دارد
علاوه بر اين مسلمانان در حد چنين نوعي از طاقهاي دنده دار متوقف نشدند و انواع متقاطع و خاجي آن را نيز معرفي کردند چنان که نمونه هايي از آنها را در مساجد کوردوبا و باب مردم تولدو مي بينيم. پذيرش گسترده اي در اين رابطه وجود دارد که اين سبک از طاقهاي دنده دار (کوردوبا و تولدو) به اضافه قوسهاي نوکدار، نقشي اساسي در معرفي سبک مشهور گوتيک که در اروپا بين قرنهاي سيزدهم و شانزدهم گسترش يافت، داشته است
نتيجه
دو نکته مهم هستند که مي توان از آنچه در بالا آمد اخذ کرد. اول اين که شواهد سهم مهم رباط سوسا را در توسعه معماري از طريق استفاده از طاقهاي دنده دار نشان مي دهند. چنين فني در اروپا تا قرن يازدهم، حدود دويست سال پس از کاربرد آن در سوسا مورد استفاده نبود. اين خود شاخصي روشن از تأثير مداوم معماري مسلمانان بر اروپا و دنياي خارج است. دوم اين که رباط به عنوان نوعي ساختمان متفاوت ابداع شد تا از سرزمين مسلمانان در برابر مهاجمان دفاع کند. ترکيب موفقي از وظايف تعليم نظامي و حفظ آمادگي با وظايف مذهبي عبادت و تعليم و مطالعه بي شک يکي از اجزاي مهمي بود که پيروزي اجداد مسلمانان را شکل داد بود
اين رباطها مدتها قبل رها شدند و در بسياري موارد متروکه شدند. در سوسا، رباط به خوبي حفظ شده است که شايد به خاطر شانس خوبي بوده است که با ديدار بازديدکنندگان خارجي به دست آورده است. با اين حال متأسفانه علائم تکان دهنده اي از برخورد نامناسب و بي حرمتي وجود دارد که براي بسياري از بازديدکنندگان زشت محسوب مي شود. به کار بردن برخي نقاشيهاي بي سليقه هنر مدرن به خصوص نمايش دو زن برهنه بر روي اين ديوارهاي مقدس يک سواستفاده و بي حرمتي نسبت به ميراث اسلامي است. در اين رابطه ما از مسؤولين مربوطه در تونس خواهش مي کنيم تا مداخله نموده و احترام و شأن و شرافت اين ساختمان بزرگ تاريخي و هنري را احيا نمايند
تصاوير مربوط را در صفحه متن اصلي ببينيد