و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المؤمنين

پنجشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۶

زنان بزرگ مسلمان ایرانی 2

جامي مي نويسد: شيخ ابوعبدالرحمن سلمي صاحب طبقات مشايخ در ذکر احوال نسوه عابدات و نساء عارفات عليحده کتابي جمع کرده است و شرح احوال بسياري از ايشان در بيان آورده. اگرچه جامي نام اين کتاب را ذکر نکرده ولي شايد کافي براي تأييد تعداد زياد زناني باشد که طريق سير و سلوک داشته اند. [ص 186

رابعه عدويه چهره متفاوتي است در قرن دوم هجري که با طرح موضوع عشق الهي معنا و مفهومي تازه به تصوف بخشيد. دکتر غني در کتاب تاريخ تصوف در اسلام ضمن صحبت از صوفيان اولين مي نويسد: تنها کسي که در بين اين جماعت بيشتر از عشق و محبت الهي دم مي زند رابعه عدويه است و ظاهراً تصوف واقعي با ظهور رابعه شروع شده است. به اين معني که مي توان گفت از اواسط قرن دوم که زمان رابعه است تخم تصوف وقعي کاشته مي شود. دکتر عبدالرحمن بدوي درباره اين مطلب اظهار مي کند: ما تا آنجا پيش رفته ايم که مي گوييم قبل از رابعه هيچ کس در مورد حب الهي سخن نگفته است و او اولين کسي است که اين معني را به مفهوم و معناي حقيقي و کامل حب و نه صرفاً تعبير آن به الفاظ که تعبيري ظاهري باشد در تصوف اسلامي وارد کرده است. [ص 186

نفحات الانس از نساءالعارفاتي ديگر نيز صحبت مي کند که يکي شعوانه (قرن دوم هجري) است. او آواز خوب داشت و به نغمات خوش وعظ مي گفت و چيزي مي خواند و زاهدان و عابدان و ارباب قلوب در مجلس وي حاضر مي شدند و عارفان بزرگي مانند ابوعلي فضيل بن عياض بر علو مقام و زهد وي گواهي داده اند. يکي ديگر از قدماء نساء خراسان فاطمه نيشابوريه است که مي نويسند از کبار عارفات بوده و ابويزيد بسطامي قدس الله تعالي سره بر وي ثنا گفته و ذوالنون مصري از وي سؤالها کرده. او در راه عمره در سنه ثلاث و عشرين و مأتين (223 ه.ق) برفته از دنيا. ابويزيد گفته است: از هيچ مقام وي را خبر نکردم که آن چيز وي را عيان نبوده. يکي از مشايخ ذوالنون را پرسيد که را بزرگتر ديدي از اين طايفه؟ گفت: زني بود در مکه که وي را فاطمه نيشابوريه مي گفتند در فهم معاني قرآن سخناني مي گفت که مرا عجب مي آمد. [ص 187

حکايت: حسين منصور را خواهري بود که درين راه دعوي رجوليت مي کرد و جمالي داشت. در شهر بغداد مي آمدي و يک نيمه روي را به چادر گرفته و يک نيمه گشاده. بزرگي بدو رسيد گفت چرا روي تمام نپوشي؟ گفت تو مردي بنماي تا من روي بپوشم. در همه بغداد يک نيم مرد است و آن حسين است اگر از بهر او نبودي اين نيمه روي هم نپوشيدمي

حکايت: اسرارالتوحيد از پيرزني در مرو مي نويسد که به نزديک شيخ ابوسعيد ابي الخير آمده بود. او را بي بيک ساري گفتندي. به نزديک شيخ ما آمد گفت يا ابا سعيد به تظلم آمده ام. شيخ گفت برگوي گفت مردمان دعا مي کنند که ما را يک طرفه العين به ما باز مگذار. سي سال است تا من گويم که يک طرفه العين مرا به من گذار تا ببينم که من از کجايم يا من خود که هستم، هنوز اتفاق نيفتاده است. [ص 189

بيش از نيمي از شاعران دوره مورد بررسي ما يا خود حاکم و سلطان بوده اند چون پادشاه خاتون، يا دختر سلطان بوده اند چون جهان ملک خاتون، دختر اميري يا حاکمي بوده اند چون آرايش بيگم يا همسر سلطان بوده اند چون رقيه بيگم. شاعراني ديگر نيز شوهران و يا پدرانشان مشاوران بزرگان بوده اند يا خودشان مصاحب و نديم بانويي بزرگ. در ميان اين شاعران دختران قاضيان معروف نيز به چشم مي خورند و تعدادي نيز از کنيزان بزرگان ايران بوده اند. حاصل کلام، محل پرورش شاعران زن، محيطهايي در ارتباط با علم و ادب و هنر بوده است. به نظر مي رسد حتي کساني که در تذکره ها شرح احوالشان به طور کامل نيامده و يا فقط به بيتي اکتفا شده نيز متعلق به خانواده هاي اهل علم و ادب بوده باشند. [ص191

از ديد تذکره نويسان تقريباً تمامي شاعران زن ايران خوبرو بوده و به نکويي شهرت داشته اند همچون نهاني کرماني که دختر يکي از امراء با نام و نشان بوده است. طبق نوشته تذکره الخواتين، کوکب شيرازي با تخلص ستاره دختر افصح المتکلمين سعدي شيرازي است. در اين انتساب ترديد وجود دارد. [ص195

از کتاب به زير مقنعه
تأليف بنفشه حجازي
نشر علم تهران 1376

زيرنويس: مدتي پيش در بجثي در گزاره که با دوستي اسلام ستيز (و شايد وطن ستيز) داشتم در واکنش به نظر او که معتقد بود زنان در ايران مانند زنان در ساير ممالک اسلامي اسير زنجيرهايي چون کنيزداري و حرمسراداري بوده اند و گويا تنها در ازمنه متأخره بوده است که ايشان به راهبري غرب از حقوق انساني خود بهره مند شده اند و حضوري انساني و اجتماعي پيدا کرده اند، درصدد برآمدم به مدارک تاريخي در اين زمينه مراجعه کنم. کتاب به زير مقنعه کارآمدترين دستاورد من در اين جستجو بود. ارجاعات و استنادات و منابع تاريخي در انتهاي کتاب، مذکور افتاده است و ممکن است مورد رجوع علاقه مندان واقع شود. توصيف وضعيت زنان بزرگ مسلمان ايراني را نمونه و نماينده اي از کليت وضع زنان در سرزمينهاي اسلامي تلقي کرده ام. سلسله نقل احوال زنان در تاريخ ايران مسلمان ادامه خواهد داشت

هیچ نظری موجود نیست: